معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
530
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
تعبير خواب ملك بدانند « لَعَلَّهُمْ يَعْلَمُونَ » و يا خود قدر و منزلت تو بدانند و ترا از اين محبس باعزاز و اكرام بيرون آرند ، بعد از آنكه شرابدار خواب ملك را معروض صدّيق گردانيد ، يوسف فرمود : گاوان فربه و خوشههاى سبز عبارت از سالهاى پرنعمت و زراعت بسيار است كه خلايق در اين ايّام به رفاهيّت باشند ، و گاوان لاغر و خوشههاى خشك كنايه از سالهاى تنگ و عسرتست كه اسباب معيشت مردم منعدم گردد . بعد از آن صدّيق گفت كه تدبير آنست كه « تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِينَ دَأَباً » اى متتابعة و قيل اى على عادتكم المستمرّة ، الدائبة و « داب » عادت را گويند و « تزرعون » اخباريست بمعنى « 1 » امر ، مىگويد زراعت كنيد هفت سال پيوسته ناگسسته و بعد از رفع محصول دانه را با خوشه بگذاريد ، مگر اندكى كه در آن سال بخوريد « فَما حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فِي سُنْبُلِهِ إِلَّا قَلِيلًا مِمَّا تَأْكُلُونَ » و در اين كلام اشعاريست بكم خوردن و مبالغه در ذخيره كردن « ثُمَّ يَأْتِي مِنْ بَعْدِ ذلِكَ سَبْعٌ شِدادٌ » اين تأويل بقرات عجاف و سنبلات يابسات است . يعنى هفت سال سخت با عسرب بيايد در عقب آن هفت سال با گشايش و آسايش « يَأْكُلْنَ ما قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ » مراد « يأكلن فيها » « 2 » است و ليكن اسناد فعل بظرف فرمود چنان كه گويند « ليله قائم و نهاره صائم » و منه : * * * قول الشاعر : نهارك يا مغرور سهو و غفلة * و ليلك نوم و الرّدى لك لازم ؟ و « ما قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ » بمعنى « ادّخرتم لهنّ » است معنى چنان شود كه در اين هفت سال قحط و عسرت مردم بخورند آنچه در آن هفت سال خصب و رخا
--> ( 1 ) - الف : يعنى امر . ( 2 ) - ح : مراد ياكلون فيها است .